تبليغاتX
جدی گرفته اید جهان را...آقا!





یکشنبه دوازدهم شهریور 1385

 

...بخواب هلیا دیر است.دود دید گانت را آزار میدهد.دیگر نگاه هیچ کس بخار پنجره ات را پاک نخواهد کرد.دیگر هیچ کس از خیابان خالی کنار خانه ی تو نخواهد گذشت.چشمان تو چه دارد که به شب بگوید؟

سگ ها رویای عابری را که از ان سوی باغ های نارنج میگذرد پاره می کنند.

شب از من خالی ست هلیا...

شب از من خالی ست هلیا...

 





  • هلیا

    آورده اند
    در قدیم قمریانی بود
    که از بوی یکی,یکی می مرد
    شاعر که از قمری کمتر نیست!
    هرمز علی پور
    dokhtare_dashthaie_bikaran@yahoo.com