این شعر رو که از احمد شاملو هست خیلی دوست دارم.
واقعا این مطلب صدق می کنه:
"شاملو لیلا ساز بزرگ شعر"
متبرک باد نام تو.
ميان خورشيد هاي هميشه
زيبائي تو
لنگري ست -
خورشيدي كه
از سپيده دم همه ستارگان
بي نيازم مي كند
نگاهت
شكست ستمگري ست -
نگاهي كه عرياني روح مرا
از مهر
جامه ئي كرد
بدان سان كه كنونم
شب بي روزن هرگز
چنان نمايد
كه كنايتي طنز آلود بوده است
و چشمانت با من گفتند
كه فردا
روز ديگري ست -
آنك چشماني كه خمير مايه مهر است!
وينك مهر تو:
نبرد افزاري
تا با تقدير
خويش پنجه در پنجه كنم
***
آفتاب را در فراسوهاي افق پنداشته بودم
به جز عزيمت نابهنگامم گزيري نبود
چنين انگاشته بودم
آيدا فسخ عزيمت جاودانه بود
***
ميان آفتاب هاي هميشه
زيبائي تو
لنگري ست -
نگاهت شكست ستمگري ست -
و چشمانت با من گفتند
كه
فردا
روز ديگري ست