تبليغاتX
جدی گرفته اید جهان را...آقا!





...

شنبه نوزدهم آبان 1386

-

دستهایم را

در جیبهایم

پنهان میکنم

 

مبادا

 با این آقا

 دست بدهم

و از بشت شیشه ای جملات مات

شما

خطابش می کنم

چندان غریب

تا باور کند نام کوچکش را

از یاد برده ام

حالا مانده ام

یک وقت اگر کسی

اتفاقا به چشم هایم خیره شود

و سوالی ساده ببرسد

تکلیف دستهایم

                  چه می شود؟

 

(پروین نگهداری)





  • هلیا

    آورده اند
    در قدیم قمریانی بود
    که از بوی یکی,یکی می مرد
    شاعر که از قمری کمتر نیست!
    هرمز علی پور
    dokhtare_dashthaie_bikaran@yahoo.com