![]() |
|
![]() |
|
|
باز هم هر سه تقدیم به تو که شاید ندانی و هرگز هم نخوانی اش
(صبر کن تا سطر های بعدی) از ما گذشته است دیگر (این را تو گفتی) رنگ به رنگ اگر می شویم قرار نیست عاشق نباشیم ابرها جای دوری نمی روند صبر کن تا سطرهای بعدی زیر رگباری از بوسه لب های تو خشک می شود کسی از فرات برای تو آب می آورد نگاه خیس مرا نمی بینی ظهر عاشوراست حالا برگرد سر سطر ....به گمانم پنج شنبه بود همیشه حرفهای نگفته باقی ست گاهی خراب می شود این دنیا بر سر هر چه واژه که دوست اش داری با این همه چه بی دریغ بودی آن روز اندوه خداحافظ را به یاد نیاوردم! چند سطر دیگر که بنویسی موهای تو سفید می شود چشم های من هم و مرا که نمی بینی کسی از ما دو نفر مویه میکند: دیدی ابرها جای دوری نمی روند!؟؟؟ (فرامرز سه دهی)
(دیدار دوم) نگاه ها چه ظالمانه جای کلمات را گرفته اند و سکوت چقدر جای صدا را هنوز نگفته ام دوستت دارم نگاهم اما به عربده گفت عربده ای که نرگس حافظ را پژمرده کرد هنوز نگفته ای دوستت دارم سکوتت اما بارانی شد و دل صنوبری خشکم را خرم کرد در این تابوت آرواره سروی به شکل دل آدمی بود سروی مرده در خشکسال مهر از مژگان میترایی تو آفتاب جاری شد مرده بیدار شد وتابوت را شکست و شلنگ انداز خیابان ها را باغ سرو کرد سکوت چقدر جای صدا را می گیرد هنوز نگاه ها چه ظالمانه جای کلمه ها را این تقدیر دیدار بی گاه ما نیست از تمامی تاریخ بپرس. (منوچهر آتشی)
(آن سوی هست و باید) از باد برگ ها را سبز می کند تا برگ باد ها را سبز از اندام باغ چشم مرا زیبا تا چشم من اندام باغ را زیبا دیشب که سوی هم می آمدیم حرف من از باد بود و اندام اما تو از برگ و چشم می گفتی. (ضیا موحد)
|
|
![]() |
|
![]() |
جدی گرفته اید جهان را...آقا!
برای چشمهای من آن همه ناخن زیاد بود





